analogues تاریخی
تنشزدایی پس از کشته شدن سلیمانی در ۲۰۲۰، احیای روابط عربستان-ایران در ۲۰۲۲–۲۰۲۳، و پایان جنگ ایران-عراق پس از ۱۹۸۸ همگی قالبهای متفاوتی ارائه میدهند. هیچکدام کاملاً با شرایط فعلی مطابقت ندارند؛ هر کدام نشان میدهند که راههای خروج واقعی وقتی کار میکنند چگونه به نظر میرسند.
اقدامات ساختاری در دسترس
- حرکت در مسیر هستهای. رژیم بازرسی مجدد، سقف غنیسازی، یا انجماد ذخایر — هر کدام از اینها میتوانند پیش از relief گستردهتر تحریمها sequenced شوند.
- اقدامات در مسیر نیابتی. کاهش تعارض عملیاتی آرام توسط نیروهای همسو با ایران، بهویژه حزبالله و شبهنظامیان عراقی.
- اقدامات در مسیر تحریمها. معافیتهای بشردوستانه، لغو هدفمند designations، دسترسی مجدد به SWIFT برای بانکهای خاص.
- اقدامات در مسیر منطقهای. ادامه عادیسازی عربستان-ایران، بازسازی کانالهای بانکی ایران-امارات، گفتگوی GCC-ایران.
- فعالیت میانجیگری. عمان، قطر، چین، سوئیس و فرستادگان اتحادیه اروپا همگی نقشهای متمایزی ایفا میکنند.
سیگنالهایی که باید رصد کرد
- حرکت آرام گزارش IAEA.
- سفر میانجیها و دیپلماسی شاتل.
- کاهش تبادلات tit-for-tat در خطوط گسل شناختهشده (لبنان-اسرائیل، دریای سرخ).
- بازگشایی کانالهای بانکی که در headlines ظاهر نمیشوند.
- جلسات میانجیگری در سطح ارشد، که اغلب پس از وقوع اعلام میشوند.
آنچه تنشزدایی نیست
تنشزدایی یک توافق صلح نیست. کاهش دما به سطحی است که بتوان درباره اختلافات اساسی تصمیمگیری کرد. بیشتر تنشزداییهای موفق اختلافات اساسی را حلنشده رها میکنند در حالی که هزینه اختلاف را کاهش میدهند. این شکست نیست — سقف واقعبینانه است.